السيد الطباطبائي
213
مجموعه رسائل ( فارسى )
از وجود آن سؤال نمىشود . ومطلب هل بسيط برمطلب ماحقيقيه مقدم است ، زيرا آنچه وجود ندارد ماهيت ندارد . اين امر خودبه خود روشن است وهمچنين بيان آن در فصل اول از مقاله چهارم خواهد آمد . پس حد قبل از اثبات وجود ، شرح اسم است . مطلب ما حقيقيه برمطلب هل مركب مقدم است ، زيرا تا حقيقت چيزى معلوم نباشد ، وجود چيزى براى آن و احكام آن مورد سؤال واقع نمىشود . اما مطلب لم مطلقاً به وجهى بر مطلق مطلب هل مقدم است ، زيرا اگر علت تصديق نباشد تصديق وجود مطلوب حاصل نمىشود ، ومطلب لم ازجهت ديگرى از مطلق مطلب هل متأخر است ، زيرا طلب علت وجود چيزى بعد از وجود چيز مطرح مىشود . از اينجا ظاهر مىشود كه « مطلب لم اثبات » بر « مطلب لم ثبوت » مقدم است ، و چه بسا اين دو مطلب با هم جمع شوند ، همانطور كه در برهان لم چنين است . و چه بسا اين دو مطلب از هم جدا باشند ، همانطور كه وقتى حكمى با ضرورت حس ، يا از طريق ديگر ، معلوم مىشود ، سپس علت آن حكم مورد سؤال واقع مىشود ، برهانى كه اين علت را افاده كند فقط علت وجود را افاده مىكند . سپس ، همانطور كه ذكر كردهاند ، مىگوييم : از آنجا كه تصديق برمبادى توقف دارد ، بنابراين محال است اثبات خود مبادى درعلم طلب شود ، بلكه - همانطور كه گفتيم - مبادى درعلم وضع مىشوند . ومبادى درعلمى اخص از اين علم موضوع واقع نمىشوند ، مگر به صورت موقت ؛ بلكه در علمى اعم از اين علم موضوع واقع مىشوند . جايز است مبدأ ، مبدأ بعضى ازمسائل ياتمام مسائل علم باشد . وهرگاه براى بعضى از مسائل مبدأ باشد ، مسائل ديگر بر آن توقف نخواهند داشت ، ودراين صورت جايز است كه اين قسم ازمبادى جزء مسائل علم باشد ؛ در اين صورت در خود علم بحث مىشوند . وهليت درمبادى وضع نمى شود ، بلكه فقط ماهيت حقيقى آنها ، مثل موضوعات سايرمبادى وضع مىشود . اما قضايا از آن جهت كه قضايا هستند ماهيت